ساعت صفر
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
سراپا اگر زرد و پژمردهایم ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی، لب پنجره پر از خاطرات ترک خوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گردهایم
گواهی بخواهید، اینک گواه همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر بردهایم
ما امروز و فردا سر قرار هستیم، اگر عمری بود روزهای روشن را خواهیم دید
و گرنه دستهای شما که سکوت کردهاید نیز آغشته به خون ماست.
این مستند ترانه که بیرون آمد خیلی ها برایش اکلیل ریختند عموما هم چپول ها و اینترنت سفیدها.
یکی گفت دوباره یادآوری کرد! در عحبم واقعا فراموش کرده بودی آن همه مرگ جوان و نوجوان و کودک را!
بیشتر از همه کسانی بودند که سالهاست میخوانمشان و به نوعی برایم مهم بودند. آدمهایی که از پوستههایشان بیرون آمدند و نشان دادند که فقط پوست اندازی میخواهند.
آدمهایی که کلا سرمشقشان بازیگرانند و نه هنرمند. بازیگرانی که بزرگترین کاری که از دستشان برمیاید نقش بازی کردن است. و چه بازیها که نکردهاند.
کسانی که خواستند ز ز آ را فقط یک قیام فمینیستی قلمداد کنند. یا اعتراضات دیروز را معیشتی بدانند دیروز هیچ نوع شعار معیشتی داده نشد در عوض تا حالا ملت میگفتند چه نمیخواهند حالا دیگر واضح و آشکار میگویند که چه میخواهند. حالا امثال خارخاسک هم هر جور بخواهند ماله بکشند موفق نخواهند شد.
بخواهم نظر خودم را بگویم:
در همه جای دنیا از نظر علمی کسی میتواند مددکار یک نوع رنج مشخص بشود که خودش تجربه آن را داشته باشد. مثلا کسی که تا حالا یک نخ سیگار نکشیده باشد را نمیگذارند مددکار ترک اعتیاد، کسی که خودش طعم مواد را نچشیده باشد را نمیگذارند مددکار ترک مواد، برای کسانی که قربانی تجاوز شده اند و الی آخر هم همین طور.
بنابراین ترانه خانم هم همان طور که خودش در اول مستند میگوید هر چه که میخواسته مجاز به انجامش بوده و ممنوعیتی نداشته نمیتواند نماد فمنیسم باشد چه برسد به یک قیام فمنیستی ( بر فرض محال اگر ز ز آ یک قیام فمنیستی بوده باشد). صرف اینکه یک آیکون فمنیستی را روی بازو تتو کرده باشی نمیتوانی بگویی من فمنیستم . در این مورد به نظرم مهناز افشار علیرغم منفوریتش خیلی بیشتر از ایشان اکت فمنیستی داشته. باید رنج دختر بودن و زن بودن را با گوشت و پوست و استخوان درک کرده باشی وگرنه با آخیش آخیش و طفلی گفتن فقط خودت را نمایش میدهی.
آدمی که دارد در استخر خانهاش شنا میکند( نوش جان ترانه خانم) یا روی راحتی خانهاش لم داده نمیتواند بگوید: این داستان ده سال هم طول بکشد....
آدمی که مهاجرت کرده یا دارد مهاجرت میکند حق ندارد بگوید: این داستان ده سال هم طول بکشد....
باید از اون کسی که به سختی معیشت میکند بپرسی چقدر دیگر میتوانی تحمل بکنی؟ از مستاجری که تا پنجاه سال به قول خود آقایان نمیتواند صاحب خانه شود باید بپرسی که میتوانی تحمل کنی نه آنها که در خانههای بزرگشان لمیدهاند. از اونی که بچهاش از کشور فراری شده( به هر دلیلی) باید بپرسی چقدر دیگر می توانی بدون دیدن فرزندت تحمل کنی؟ از خانم سپهری باید بپرسی با این قلب بیمارت ده سال دیگر میتوانی زندان را تحمل کنی؟ از بچههای مهاجرت کردهای که دلشان در ایران است و با هزار تا مشکل در غربت مواجهند باید پرسید ده سال دیگر میتوانی تحمل کنی؟
خواهش میکنم عقل ما را تا جایی که یک بازیگر بخواهد نماد یا رهبر برایمان باشد تقلیل ندهید. حتی عرزشیها هم ما را اینقدر ابله فرض نمیکنند که شما چپولها و استمرار طلبها ما را اینقدر سطحی قلمداد میکنید.
پ.ن. آقای دوختور فرمودهاند که حاضرند با نماینده معترضین گفتگو کنند. انگار که فقط یک صنف خاصی اعتراض دارند. البته دیروز ملت اسم نماینده اشان را فریاد زدند بفرمایید گفتگو کنید اگر جنمش را دارید.
دوختور= همان دکتر در ترکی آذربایجانی مثل تراکتور که میشود تاراختور.