ساعت صفر
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
I"ll Keep my fingers crossed for you
ماجرای دیروز دانشگاه نشان داد که؛
آدمهای پرتلاش شجاع هم هستند،
همان طور که اتفاقات سال قبل نشان داده بود که ؛
آدمهای زیبا، شجاع هم هستند،
آدمهای شریف،شجاع هم هستند،
آدمهای بیهیاهو، شجاع هم هستند،
آدمهای خوشتیپ، شجاع هم هستند،
آدمهایی زحمتکش، شجاع هم هستند،
آدمهای حلالخور، شجاع هم هستند،
آدمهای باهوش، شجاع هم هستند،
آدمهای آگاه، شجاع هم هستند...
امروز هنوز هم آبان است . . .
برای دوستانی که دوست دارند بر فراز ایران یا کشورهای دیگر پرواز کنند. لینک نسخه تحت وب گوگل ارث را اینجا میگذارم. حسنش این است که میتوانید دید سه بعدی هم داشته باشید.
توی گوگل مپ فقط دو بعدی است. اما اینجا سه بعدی است. برای بعضی از ساختمانهای معروف هم نمایش ویژه دارد.
سمت راست پایین چندتا آپشن دارد که توضیحش را برایتان در عکس زیر نوشتهام. اون + و - برای بزرگ و کوچک کردن است که خودتان میدانید. بعدی جهت شمال و جنوب را مشخص میکند که خب شاید برای بعضیها مهم نباشد اما برای آنهایی که با نقشهها کار میکنند مهم است که بدانند از کدام سمت دارند به منطقه نگاه میکنند. بعدی آپشن هیجان انگیزش است که شما میتوانید تصویر را کج کنید و از پهلو به منطقه نگاه کنید. در حالت عادی شما با زاویه قایم و از بالا همه چیز را می بینید اما میتوانید از پهلو هم ببینید البته از فاصله دور برایتان تصویر را سه بعدی نمیکند باید بروید نزدیک. مثلا بالای شهر یا ساختمان مربوطه بشوید. برای شروع بروید و بالای برج آزادی بایستید و آپشن سه بعدی را بزنید.

آپشن بعدی که آدمک است را اگر بزنید یک سری نقطه روی تصویر ظاهر می شود این نقاط همان نقاطی است که عکاس در انجا عکس پانورامای کامل گرفته. روی نقطه که کلیک کردید عکس ظاهر میشود و با کشیدن موس روی صفحه میتوانید دور خودتان بچرخید و اطراف را تماشا کنید. این امکان اکثرا برای برجها و مکانهای دیدنی است مثل مسیر صعود به دماوند و یا برج آزادی، زیارتی مثل حرم امام رضا و مسجد الاقصی و کلیسای وست مینستر و ....
وست مینستر را حتما ببینید چون ساختمان سه بعدی را هم میشود دید. این حالت بیشتر برای ساختمانهای اروپا امکان پذیر است. اگر خواستید هم برگردید به حالت قبل، گوشه بالا سمت چپ هم یک فلش دارد که کنارش نوشته Photo Sphere آن فلش را بزنید.
توی بعضی شهرها اینقدر نقطههای عکاسی زیاد است که کلا سطح شهر آبی میشود در این حالت روی هر نقطه که کلیک کنید عکس را خواهید دید. مثلا شهر تهران و یا نیویورک کاملا آبی میشوند. بهترین استفادهاش هم این است که اگر فامیلی و یا دوستی در کشور دیگری دارید با داشتن آدرسش میتوانید عکس خانهاش را هم ببینید. در این حالت سمت چپ پایین یک کپشن دیگه هست که میتوانید از منظره روبرویتان یک ذخیره بگیرید.
سمت چپ پایین هم یک گزینه دارد به اسم Layers رویش کلیک کنید یک منو کشویی دارد که یک عالمه گزینههای هیجان انگیز دیگر دارد مثلا میتوانید Photo را فعال کنید و عکسهایی که مربوط به مکانهاست را ببینید.
در حالت عادی هم اگر روی تصویر راست کلیک کنید میتوانید مختصات جغرافیایی و ارتفاع آن نقطه را پیدا کنید یا آن نقطه را سه بعدی ببینید برای شروع کوه دماوند را پیدا کنید و روی آن راست کلیک کنید و گزینهها را امتحان کنید.
خوش بگذرد.
فیلم پی کی را ببینید. واقعا این فیلم را فقط هندیها میتوانستند این طور خوب و خوش ساخت دربیارن. اعتراف میکنم به شخصه از اینکه سینمای هند اینقدر خوب بود غافل بودم. تنها فیلم هندی که دیدیم فیلم قانون بود که تو بچگیهام از تلوبزیون پخش شد که اون هم بعدا فهمیدم هر چی صحنه شادی بود و رو قیچی کرده بودن و فقط روضه هاشو گذاشته بودن بمونه.
تشکر بسیار از دختر آریایی که این فیلم رو معرفی کرد.
مرگ آرمیتا اعلام شد. هرچند به نظر من که بچه بینوا همان روز و پای همان قطار مرده بود و نگاهش داشتند تا اوضاع را مدیریت کنند. مدیریت هم کردند اما دم خروس از این ور و آن ور زد بیرون.
این داستان به همینجا ختم نخواهد شد و ادامه خواهد داشت از دختر یزد تا دختر تبریز و الی آخر.
خیلیها را دیدم که برای آرمیتا گریه کردند و دلسوزی کردند و از پرپر شدنش در این سن کم عذاب کشیدند و ... همان طور که برای مهسا و مهساها کرده بودند.
فقط یک چیز میخواهم بگویم بعد از این در مترو و اتوبوس و مرکز خرید و .... اگر دیدید این بیماران به کسی گیر دادهاند کنار نایستید و بیتفاوت رد نشوید کنار این بچهها بایستید و از آنها مراقبت کنید. نه فقط برای مراقبت از آنها، بلکه برای مراقبت از خودتان. برای اینکه بعدا گریه نکنید و دلتان نسوزد و هزار چیز دیگر.
ما علیرغم اینکه خواستههایمان مشترک است اما دستهایمان در دست همدیگر نیست. این چرت و پرتهایی که راجع به فرهیخته بودن ایرانیها میزنند را دور بریزید ما ملت عقبماندهای از نظر شعور اجتماعی و بسیار چیزهای دیگر هستیم. آن همه هزینه دادیم تا شروع به یاد گرفتن اعتراض کردیم،تازه شروعش کردهایم و هنوز کامل یادش نگرفتهایم. حالا باید شروع به یادگرفتن مراقبت از خودمان و بقیه بکنیم. خیلی درسها را باید یاد بگیریم تا به عنوان مردم شریف شناخته شویم. وقت تنها گذاشتن، بی تفاوت رد شدن و دنبال کار خود رفتن به سر آمده.
وقتهای بیکاری در محل کارم میروم و با گوگل دوردنیا را میگردم از سد مارب در یمن تا بصره و ونیز و البته ولایت. توی ولایت بیشتر وقتها میروم میایستم بالای سر مزار مادرم و زل میزنم به آنجا. اولش که میخواهی گوگل را نصب کنی میگوید هر جا که بروی را من رصد خواهم کرد اگر راضی هستی نصبش کن. حالا فکر میکنم اگر کسی نقاط بازدید را چک کند با خودش فکر میکند در آن نقطه چی هست که این بابا هی میرود میایستد بالایش. نمیداند که جوابش میشود دلتنگی.
امروز بالای سر ولایت بودم گفتم یک دوری اطراف بزنم. راست خیابان درمانگاه را گرفتم و رفتم تا به درختستان برسم. گفته بودم که آنوقتها انتهایش خاکی بود. اما حالا یک میدان تهش بود.هیچ اثری از آن باغهای فرحبخش نبود. زمینها همه چمن بود با درختهای پراکنده در حاشیه یا وسط آنها و یا زمینهای لخت و عور تپه تپه. پر از خیابان کشی که همه آسفالت بودند. تک و توکی هم باغهای کوچک با درخت میوه که در ردیفهای منظم کاشته شده بودند و اصلا از آدم دل نمی بردند. آن گودی درختستان هم سبزی کاری شده بود. اما آن ردیف درختهای دورتا دورش هنوز آنجا بودند. سمت چپش را شهرک ساخته بودند که تا لبه فرو افتادگی کشیده شده بود.
دلم بیشتر گرفت. چه شد آن همه خاطره؟ چه شد آن شب نشینیهای دلچسب؟ چه شد آن نرد عشقهایی که آنجا و در آن درختستان زیر آسمان پرستاره باخته بودند؟ وای مادرم خبر دارد؟ حالا اگر بروم بالای سر خاک مادرم و بگویم بلند شو زندگی دوباره به تو دادهاند که من بسیار دلتنگ توام. اگر بپرسد چه بر سر درختستان آمده و جوابم را بشنود. مطمئنم سرش را دوباره میگذارد روی خاک گورش و میگوید ولم کن، بدون درختستان زندگی ارزشی ندارد.
فکر میکنم از آن همه آدمهایی که به آنجا رفت و آمد داشتند کسی نمانده باشد که خاطرهای از زیبایی باغ، آسمان پرستاره، نسیم روحبخش و صدای موسیقی، رقص و جامهای شراب تعریف کند. اما اگر کلاغهایی که بالای درختهای حصار اطراف درختستان لانه داشتند هنوز آنجا باشند خاطرهها فقط میان آنها باقی مانده که برای جوجه کلاغها تعریف کنند که روزگاری آنجا چقدر زیبا بوده و چه انسانهای زیبایی آنجا رفت و آمد داشتهاند و چه عشقهای زیبایی میان آن انسانها زیر سایه آن درختها متولد شده است. چون کلاغها سیصد سال عمر میکنند. یعنی خاطرات مادرم نزد کدام یکیاشان است؟
